تبليغاتX
دورگه
 

فرستاده
به اندازه شب
که نمی دانی
افزونه از هزار گردش ماه
فرشتگان و جان
که چیزیِ دستهاشان
سلامی به آفتابگردان است.

+ به نبشته در آمده جمعه بیستم شهریور 1388به گاه 4:45 به آه محسن اکبرزاده |

قرآن

شکل و فرم عبادت و صحت صورت ظاهری آن، برانگیزاننده معنا و تاثیر آن در جان و ضمیر پنهان جهان است. هرچند به خطا و جبر زمانه عده ای دلی بودن و دورنی بودن را شرط کافی و لازم کرده اند و طریقتی بی شریعت در پی گرفته اند. حال چگونه به تبعیت از مسیر و ضرورت سفر به مقصد می رسند را از خودشان جویا باید شد. من بر همان سنت مسلمانی و شیعی خود پا سفت می کنم و بر همان دین ظاهری اصرار می ورزم تا باشد که به باطن فعلیتم آگاه شوم که بی جسم و صورت، روحی را متصور نیستم و محتوای بندگی و عبودیت را تنها در فرم و قالب صحیح عبادت می شناسم.

هزار و یک نکته علامه حسن زاده  آملی را از دست نگذارید. مطلب استخاره به شیوه شیخ طوسی را که به رویت رسید از آنجا گزیده کرده بودم که ذکر منبع فراموش شد.

اما شیوه صحیح قرآن به سر نهادن:

در آن بخش از دعا که قرآن ها را برابر چهره می گیرند،قرآن را به شکل استخاره باز کرده و روبروی چهره می گیریم. آنجا هم که بنا است قرآن بر سر گذاشته شود بدون این که صفحه باز شده تغییر کند آن را روی سر قرار دهید. به این شکل که قرآن به شکل باز شده و رو به بالا باشد. یعنی صفحات و نوشته ها رو به آسمان و جلد قرآن روی سر قرار می گیرد.بعد از برداشتن قرآن از سر آن صفحه را علامت گذارده یا شماره صفحه را حفظ کنید تا سر فرصت مطالعه کنید.آنچه در این 2 صفحه به دست شما رسیده، تقدیری است که در شب قدر مقدر شده. یعنی خوانشی است بر احوالات شما در سالی که پیش رو دارید. اینگونه است که آن چه در شب قدر نازل می شود سرنوشت یک ساله را معین می کند.خوشا به حال آنانی که در این چند شب، هر شبشان صفحه ای روشن تر و  پسندیده تر از شب قبل دارد.

برادرانه می گویم. حلالم کنید و مرا از دعایتان وا مگذارید.

یا حق

+ به نبشته در آمده سه شنبه هفدهم شهریور 1388به گاه 15:59 به آه محسن اکبرزاده |

پوستر برای نسخه لاتین  22 مرثیه در تیرماه شمس لنگرودی

لینک اصلی:http://www.gigaimage.com/images/kdtb3hgg037x4f1y5z0u.jpg

+ به نبشته در آمده پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388به گاه 15:54 به آه محسن اکبرزاده |

بقیع در تهران

سنگِ سنگ،سنگ بی نام است.سنگ های بی نام سنگ های سنگ هستند که نمی میرند.مثل خود سنگ.

 

این سرنوشت شیعه است که فاطمه را چنان در خاک نهان کند که قرن هاست به حسرت هر قدم از حوالی منزل را تبرک می کند.علی را تا سالها گمنام می خواهد مبادا به آبروی مسلمانی پنجه بیاندازند.حسن را با جنازه خونین از پیکان فتنه به بقیع می سپرد و گودال...گودال پر از قبور بی نام عاشورا می ماند تا تاریخ گواهی باشد بر نام هایی که از ذکر نمی افتد.این رگ را بگیر بالا بیا تا نخاع بقیع.بقیع حذف نام می کند در شکل تا بتوانی از کالبد خاک درگذری و جان به جان اتصال دهی و جانان بگیری.این تقدیر مردمانی است که عادت کرده اند به حقیقت خونینی که در حلقوم خاک اعتراف می شود.انگار گواهی معتبرتر نمی شناسیم از سنگ هایی که متذکرمان می شوند که این چهره های سنگین و سرد خویشاوندترینند به دردهایی که بر گرده داریم.متبرک باد بقیع.متبرک باد بی نام و بی نشان افشا شدن.بی کلمه بانگ برآوردن.بی کس کس همگان بودن...

تصاویر بیشتر از قبور بی نام در ادامه

+ به نبشته در آمده پنجشنبه پنجم شهریور 1388به گاه 17:54 به آه محسن اکبرزاده |

 شجریان

خانه را می بینم با آجرهای سرخ و باغچه سبز.پاهای ده سالگیم را می بینم و لای انگشتهای سیاه عرق کرده ام را.دم غروب را می بینم که در پاشویه رگه های زلال از بین انگشتهام سیاه و چرک آلود فرو می ریزند و صدا، صدا از همه جا می آید.اهواز سرخ و سربی است در همه گذشته ام. همیشه تفته است زمین. صدا گرم و سرخوش است.گرسنگی رمق دستهام را گرفته.دلم اذان می خواهد. اذان سفره است.اذان بوسیدن پیشانی پسرانه من است.اذان چرب و شیرین است.اذان سیرمانی است.ربنا را تاب نمی آورد ده سالگی هایم.ربنا گرسنگی است ربنا کشدار وبلند و تمام نشدنی است.ربنا را با اذان اشتباه گرفتن و فهمیدن و سر خورده و گرسنه تر شدن همه کودکی های رمضان من است.ربنا گرسنگی است.مثنوی افشاری تشنگی است.تشنه ام.صدا گرم و ملکوتی و پایان ناپذیر است.اینجا در میانه جوانی پهنای صورتم ناخواسته خیس می شود از هرم ربنا.دلم سیر می شود.صدایم می زنند سر سفره بروم.گرسنه نیستم.تشنه نیستم.دلم تشنگی می خواهد.دلم حیاط داغ و غروب سرخ می خواهد.پاهای چرک و انتظاری که به سر نمی رسد.بی ربنا غروبم را سر بریده اند.افطارم اخته و ابتر است.سفره شام همیشگی است.دیروز زودتر از همه مادر فهمید.گفت انگار رمضان نیست.چی کمه.پدر زولبیا و بامیه گرفته.نه سفره سفره نیست.اذانی پلاستیکی پخش می شود و حالا لابد باید عطشان و گرسنه بود.نیستم. نیستیم.ما آدمهای این صدا و سیما نیستیم.ما آدمهای این جمهوری مردمی نیستیم.ربنایمان را از لا به لای سایت های برانداز پیدا می کنیم.خبرهایمان را از بیگانه ها می گیریم.بیگانه ایم. دیگر حماسه ساز نیستیم.من از یک خانه ی مذهبی طبقه متوسط گزارش می کنم.ما دیگر مسلمانی که صدایمان می زنند نیستیم.نباشیم.خدایا این نامسلمانی و نا تسلیمی را در این رمضان از ما قبول کن.باشد که از رستگاران تو باشیم.


http://musix.info/music/indahan.htm


دانلود مثنوي افشاري با صداي استاد محمدرضا شجريان

http://musix.info/music/rab.htm
دانلود "ربنا" با صداي استاد شجريان

+ به نبشته در آمده چهارشنبه چهارم شهریور 1388به گاه 22:32 به آه محسن اکبرزاده |