رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند.این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند.بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.