برایم نوشته:
Hello,
Am miss Mirian (23yrs),I saw your profile today in facebook and became interested in you,I will like to know you more,that is if you permit it,do mail me,so we could exchange pictures and other info about each other.
I am waiting to hear from you.(Believing that age,distance or colour will not be a barrier to love),take care.
Yours in love,
Mirian.
میدانم اینگونه هرزنامه ها تکراری اند و فرساینده. اما نفهمیدم وقت خواندش کجای دلم لرزید. می گوید مرا دیده و خواسته و با صمیمیت می خواهد که با من در تماس باشد. حالا باور می کنم احساسات انگاره هایی اند که ذهن پیش فرض می کند وگرنه شما هم به سان من می دانید این یک پیش مراسم برای چاپیدن جهان سومی هایی از قبیل من است که زل زده اند به قاب پنجره های تعطیلات و تراشه های نور دم ظهر را روی رد خاطره ی آخرین باری می ریزند که کسی آنها را دیده، پسندیده و ... شاید در یک مهمانی خداحافظی یا تنفس یک جلسه سخنرانی یا انجمن ادبی فراموش شده ای که سعی می کند خنده های تو را به خاطر بیاورد. غلت می زنم به پهلوی چپ و چشم هایم را می بندم. روی پهلویی که خدا حوایم را از آن خلق کرده است. بیدار که شدم برای Mirian نامه ای سوزناک خواهم نوشت.