کارفرمای بد پیله ای داشتم. همه چیز را ول می کرد می چسبید به یک کنجی که جایی در فیلمی یا ژورنالی دیده بود. می گفت زیرپله ها را با سنگ ریزه تزئین کنید. گفتم آقا جان شما زیرپله ندارید. گفت جداره راهرو ها را کتابخانه کنید. گفتم واحد 65 متری راهرو ندارد.گفت...گفتم... سر طراحی نما منتظر هر مصیبتی بودم جز این که بخواهد برای پنجره ها حفاظ فولادی تعبیه شود. وا ماندم! یا پیغمبرا ! شما که طبقه همکف پنجره ندارید.پنجره طبقات دیگر هم تراس و بالکن و مهتابی ندارد. اسپایدر من هم حقوقش کفایت می کند که سرک به جان و مال و ناموس شما نکشد... اشتباه می کردم.کارفرمای بد پیله ای بود اما ...
این را کادو می کنم برای خودم:
می دانم بدقولم.شما هم می دانید چرا.پس غر نزنید اینقدر به جانم.لیست منابع به ترتیب الویت است.همین ها را بخوانید هنر کرده اید.اگر وقت اظافه آمد منابع تکمیلی که خودم می خوانم را معرفی می کنم.ادامه در بقیه!