خدا لعنت کند کشندگان تو را و طرفداران شان را که ما هنوز در به در دریم و هنوز دیوار تنها تفسیر معتبر سوره کوثر است. سقط شدیم و نمی فهمیم، اینجا در رحم دنیا دفنمان کرده اند. اسمت هنوز پرده ی پلکم را آتش می زند. اسمت هنوز خیس می کند دلم را. اسمت هنوز اسم شب فراموشی است. وقتی به نام تو فکر می کنم، به چیز دیگری نمی اندیشم. اسمت را نمی برم تا بتوانم به شب فکر کنم و صورتی که برای وداع مالیده می شود به کف پای مادری، که در سطر های پیر تاریخ، هنوز جوان است. بی زارم از بی زاران از تو و مشتاقم به مستاقانت. باشد که شوق، دق الباب معرفتم باشد. بی معرفتم. سالی یک بار. سالی چندبار. نمی دانم. همیشگی بودن، همیشگی سوختن لیاقت می خواهد. از تو سیادت به من رسید، لیاقت برسان، مادرم که سراغ قبرت را ندارم.

+ به نبشته درآمده چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۱به گاه 18:49 به آه محسن اکبرزاده |